جمعى از نويسندگان

504

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

حضور يافت . در اين نبرد كه بين علويان و سپاهيان عباسى در محلى به نام « فخ » - حومه مدينه - روى داد ، علويان شكست سختى خوردند و اكثر آنان از جمله رهبر قيام به شهادت رسيدند . از فرجام اسماعيل ديباج پس از اين نهضت ، خبرى نمىباشد . « 1 » ابراهيم طباطبا : شيخ‌طوسى در كتاب رجال خود ابراهيم طباطبا را از اصحاب و راويان امام جعفر صادق ( ع ) نام برده است . « 2 » نجم‌الدين محمد عمرى نسب نگار شهير قرن پنجم هجرى پيرامون شخصيت ابراهيم طباطبا مىنويسد : « ابراهيم طباطبا مردى بزرگ بود و در ميان قوم خود بر ديگران تقدم داشت ، شخصيت خود را آشكار ساخت و مردم را دعوت به حكومت مورد رضاى آل محمد ( ص ) مىكرد . » « 3 » لقب ابراهيم بن اسماعيل ، طباطبا است ، در توجيه آن اقوال مختلفى وجود دارد كه به بعضى از آن‌ها اشاره مىشود : ابونصر بخارى مىگويد : از اين جهت او را طباطبا گفته‌اند كه چون پدرش خواست برايش لباسى تهيه كند فرزندش را كه كودكى بود ، بين پيراهن و قبا مخير نمود كه ابراهيم در جوابش به جاى كلمه قبا ، لفظ « طبا » را دو بار تكرار كرد . ابوالحسن عمرى نيز همين موضوع را مطرح كرده و دليل اين لقب را لكنت زبان ابراهيم دانسته است . « 4 » ابن خلكان در « وفيات الاعيان » در ذيل طباطبا مىنويسد : اين لفظ به فتح طاء لقب ابراهيم است . وى آن را تلفظ طاء به جاى قاف توسط ابراهيم دانسته است . ابوالحسن بيهقى در « لباب الانساب » به نقل از تهذيب الانساب نيشاپورى خاطرنشان مىسازد كه طباطبا لفظى نبطى است كه معنى آن سيدالسادات يا سرور سروران مىباشد و چون ابراهيم در ايام خلافت مهدى عباسى در حدود شهر انبار مىزيست ، نبطيان آن نواحى ، صلابت عقيده و تقوايش را تجليل نموده و ابراهيم را با لقب طباطبا مىخواندند . مرحوم استاد محيط طباطبايى كه خود از سلسله سادات طباطبا بوده است در تائيد اين مطلب مىنويسد : « به اعتبار وجود ريشه‌هاى « طوبى » و « طوبيا » و « طوب » و نظير آن‌ها در لهجه‌هاى عبدى و آرامى و عربى به معناى « خوش » و « خوب » ، اشتقاق و اتخاذ طباطبا از ريشه نبطى بعيد به نظر نمىرسد ؛ زيرا صورت ظاهر كلمه ، عربى نيست و براى قبول صورت‌هاى ديگر نيز

--> ( 1 ) - ماهيت قيام شهيد فخ ، سيدابوالفضل رضوى اردكانى ، ص 82 . ( 2 ) - المجدى ، ابوالحسن عمرى ، ص 72 . ( 3 ) - تاريخ اردستان ، ابوالقاسم رفيعى مهرآبادى ، ص 169 . ( 4 ) - تاريخ اردستان ، ابوالقاسم رفيعى مهرآبادى ، ص 161 .